هویت بصری شهر گرگان :: یاقوت آرت

یاقوت آرت

عضویت در خبرنامه یاقوت
یاقوت در گوگل پلاس

آخرین نظرات
۱۰شهریور

برندینگ شهری از جمله مقولات متعددی است که در جوزه ارتباطات در ایران مغفول مانده و متاسفانه امیدی به مسئولین شهرهای مختلف نیست که به این زودی ها اتفاق منسجمی در این زمینه رخ بدهد. اما گاهی اتفاقی می افتد و دری به تخته ای جور می شود و حرکتی - هر چند ناتمام و بدون دنباله - شکل می گیرد. همین البته خودش امیدی است که درها قرار نیست بسته بماند و گام به گام این مسیر طی خواهد شد؛ البته در زمانی بیش از اندازه طولانی.

برندینگ شهری مثل حوزه های دیگر نقاط تماس متعددی را در بر می گیرد و انتظار این که همه این نقاط تماس در شرایط کنونی دانش تصمیم گیران مد نظر قرار گیرد، انتظار زیادی است. با این حال کمپین های انگشت شماری که در حوزه شهری دیده می شود روزنه امیدی است که مسیری را باز کند به سوی برندینگ شهری. در این زمینه کمپینی که به مناسبت روز گرگان (۲۰ شهریور) در این شهر اکران شده یکی از همین نقطه های امیدواری است. گرچه این برنامه با تبدیل شدن به یک برنامه برندینگ شهری فاصله قابل توجهی دارد اما کمپینی است که روزنه امیدی دل متخصصین این حوزه باز کرده است. کمپینی که به گفته طراحان آن عبدالحمید و صالح زنگانه در یک زمینه گفتمانی مناسب بین طراحان آن و تصمیم گیران مدیریت شهری شکل گرفته و نتیجه آن اتفاقی است که به چشم آمده و خیلی از شهرهای ایران پتانسیل تکرار آن را دارند.

به این بهانه سراغی از صالح زنگانه گرفتم تا سوالاتی کوتاه را با او مطرح کنم. صالح زنگانه کارشناس ارشد طراحی گرافیک است؛ عضو انجمن صنفی طراحان گرافیک و علاوه بر این به تدریس و ترجمه هم می پردازد. پیش از این کار حرفه ای خود را در تهران و قم پی می گرفته و اکنون پنج، شش سالی است که در گرگان ساکن است.



برندینگ شهری مسئله مغفولی است که تا کنون در ایران تجربه جدی و فراگیری از آن نداشته ایم. با توجه به این که شاید بتوان کمپین روز گرگان را قدمی آغازین برای یک برنامه برندینگ شهری به حساب آورد، به عنوان یک متخصص طراحی گرافیک چه جایگاهی برای برندینگ شهری می بینید و از نظر شما چه اثراتی در ابعاد مختلف فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی می تواند داشته باشد؟

من متخصص برندینگ شهری نیستم اما نظر شخصی خودم را به عنوان یک کارشناس ارشد طراحی گرافیک و علاقه مند به موضوعات فرهنگی و اجتماعی بیان می کنم. اگر راه های ادراک و دریافت های روزانه انسان را با حواس پنجگانه بسنجیم، مطمئنا تصویر و برقراری رابطه بصری یکی از مهمترین این راه هاست. خیلی ساده می شود این ادراکات و دریافت های روزانه را باهم مقایسه کرد! مثلا وقتی توی یک خیابان، سر و صدای بیش از اندازه توسط بوق ماشین ها و رفت و آمد سایر وسایل نقلیه ایجاد می شود و ما به نوعی به آلودگی صوتی دچار می شویم، طبیعی است که این مسئله روی اعصاب و روان افراد منطقه تاثیر مستقیم و بسیار بدی بگذارد. حالا خیلی ساده می شود این اتفاق را در حیطه بصری بررسی و مقایسه کرد. فرض کنید توی خیابانی قدم می زنید که پر از آگهی های زشت و زننده است - چه از لحاظ زیبایی گرافیکی و چه از لحاظ جایگاه و موقعیت شهری - در این صورت هم، فرد ناخواسته دچار به هم ریختگی اعصاب و روان خواهد شد، هرچند به طور مستقیم متوجه این موضوع نباشد. اما در هرصورت این وضعیت نابسامان بصری، تاثیر خود را بر روی روحیات تک تک ما خواهد داشت. مطمئنا در کشورهای پیشرفته دنیا این اتفاقات بیشتر کنترل شده و مورد توجه قرار می گیرند. برنامه ریزی های بصری بسیار مناسبی برای خیلی از شهرهای پیشرفته دنیا در این زمینه انجام شده و نمونه های بسیار خوبی از آن ها را با یک سرچ کوچک در اینترنت می توان مشاهده کرد!

در این باره فرض کنید وارد شهری می شوید که طیف غالب آن را یک یا دو رنگ و فرم مشخص فرا گرفته است. هرجایی می روید و به دنبال هر مکانی که می گردید با این رنگ و فرم ها روبرو می شوید. همه چیز شما را به درستی راهنمایی و هدایت می کند و هر رنگ و فرمی برای مکان و جایگاهی تعریف شده است! تمامی تابلوهای شهری با یک لهجه و یک ادبیات و یک زبان بصری با شما سخن می گویند. همه چیز برای راهنمایی یک شهروند یا حتی یک توریست از پیش تعیین شده و برنامه ریزی شده است. اگر شهروند چنین شهری باشید از بودن در آن لذت می برید و به آن افتخار می کنید و اگر هم یک گردشگر باشید شک نکنید که این شهر را به عنوان یک برند شایسته به خاطر خواهید سپرد و خاطرات خوبی در آن خواهید داشت!


در مورد نقطه آغاز این کمپین و این که چه نیازی به شکل گرفتن این کار وجود داشت بفرمایید. به عبارت دیگر چه مشکلی دیده شده بود که راه حلش این کمپین بود؟

20 شهریور روز گرگان نامیده شده و هر ساله برنامه ای خاص برای آن ترتیب داده می شود و قاعدتا تبلیغات خاص خودش را طلب می کند. امسال مدیرعامل محترم سازمان فرهنگی ورزشی گرگان، آقای مظفری نیا به خاطر شناختی که از تیم ما در برنامه های فرهنگی-هنری قبلی پیدا کرده بودند، اظهار علاقه کردند که امسال بخش تبلیغاتی روز گرگان را به ما بسپارند. از آنجایی که خود ایشان اهل فرهنگ و هنر دوست هستند، مایل بودند کار متفاوت، تاثیرگذارتر و بهتری نسبت به سال های گذشته در تبلیغات برای این روز مهم داشته باشند. نیاز اولیه معرفی هرچه بهتر شهر گرگان به بهانه ی روز گرگان بود. اما در عین حال پرداختن به برخی از چالش های اجتماعی روز هم از دغدغه های دیگر ایشان برای این برنامه بود. در واقع ما باید در عین معرفی گرگان به بهانه روز گرگان این چالش های اجتماعی را هم مورد توجه قرار می دادیم.

مخاطب اصلی این کمپین کیست و آیا مخاطب فرعی خاصی نیز مد نظر شما بوده؟

مخاطب اصلی این کمپین تمامی شهروندان گرگانی هستند و طیف یا مخاطب خاصی مد نظر نبوده است.

کمپین چه زمانی آغاز شده و تا کی ادامه دارد؟ در این مدت چه بازخوردهایی از سوی مسئولین و از سوی مردم دیده اید؟

جلسات ما تقریبن از دو ماه پیش شروع شد و کمپین هم تقریبا از دو هفته پیش آغاز شده است که تا 20 شهریور یعنی روز گرگان ادامه خواهد داشت. شخصا خیلی با مسئولین دولتی سر و کار ندارم و هنوز نظر این قشر محترم را به شکل مستقیم نشنیده ام، اما به نظرم بازخورد این پروژه نزد مردم که مخاطبین اصلی ما بودند عالی بوده و این را از جابجا شدن خبر این کمپین در بین مردم و رسانه ها و فضاهای اجتماعی و مجازی می شود حس کرد. در مجموع نظرات مثبت مردم خیلی بیشتر از نظرات منفی بوده که این جای امیدواری دارد. نظرات مثبت همیشه برای ما انرژی بخش و نظرات منفی و انتقادات هم برای ما مفید و قابل بررسی است.


انتظار دارید پس از پایان یافتن این کمپین چه اتفاقاتی شکل بگیرد؟ هم از منظر اجتماعی و هم از منظر رفتار مسئولین دولتی.

امیدواریم توانسته باشیم تا حدی سلیقه بصری شهروندان را تغییر داده باشیم. کار بزرگی انجام نشده اما همین قدر که توانسته باشیم حرکت متفاوتی در زمینه ی تبلیغات و برندینگ شهری را آغاز کرده باشیم به نظرم جای امیدواری دارد. این که مردم با تبلیغات متفاوت و غیر متعارف روبرو شوند و احساس بصری متفاوتی را تجربه کنند و مسئولین هم متوجه شوند که مردم پذیرای این گونه تغییرات هستند و به این بخش توجه ویژه ای داشته باشند از اهداف اصلی ما بوده و هست. همیشه باید از جایی شروع کرد و این برای ما نقطه شروع بود.

در مورد روند کار خلاقه این کمپین بگویید. چه مسیری طی شد تا این نتیجه شکل گرفت؟

پس از دریافت سفارش اولیه و مشخص شدن اهداف کمپین به همراه همکارم آقای عبدالحمید زنگانه به نحوه ارتباط بصری با مخاطب فکر کردیم. مخاطب اصلی ما مردم و شهروندان بودند؛ از تمامی قشرها و صنوف. پس به این فکر کردیم که با مردم ارتباط مستقیم و مهربان تری برقرار کنیم. به این نتیجه رسیدیم برای اینکه این ارتباط، صمیمی تر و نزدیک تر باشد شعارهایی که می خواهیم انتخاب کنیم نباید خیلی آرمانی و دور از فضای معاصر باشند! در عین حال دوست داشتیم کاری انجام دهیم که متفاوت با سال های گذشته باشد و در عین حال با استانداردهای تبلیغات شهری مخصوصا بیلبورد که رسانه اصلی ما بود سازگار باشد. با همفکری های انجام شده و نیز جلساتی که با مدیرعامل محترم سازمان گذاشته شد، به این نتیجه رسیدیم که این کمپین را در دو بخش اجرایی متفاوت ارائه کنیم. بخش اول طراحی شعارهایی بود که خیلی مینیمال و ظریف تایپوگرافی می شد و با زمینه های رنگی مناسب با فضای شعارها، روی بیلبوردها، استندها، لمپست و تلویزیون های شهر ظاهر می شد و اکثر نقاط شهر را پوشش می داد و در بخش دوم هم در نظر داشتیم کلمات این شعارها را با شیوه تایپوگرافی سه بعدی اجرا و در چند نقطه مختلف شهر به دست شهروندان کوچک و بزرگ داده و با چیدمان خاصی که مد نظرمان بود از آن ها عکاسی کرده و در نهایت از این عکس ها برای بخش دوم کمپین استفاده کنیم.


آیا در مسیر جلب نظر تصمیم گیران و اقناع مدیران با مسئله خاصی روبرو بودید؟

از آنجایی که مدیرعامل محترم سازمان فرهنگی ورزشی شهرداری گرگان انسانی فرهیخته و هنردوست هستند و با توجه به اعتمادی که ایشان به ما داشتند در زمان مذاکرات اولیه با مشکل خاصی روبرو نشدیم و با برگزاری چند جلسه و توجیهات علمی و عملی کار توانستیم نظر ایشان را جلب و موافقت شهردار محترم را نیز از طریق ایشان بگیریم. اما حدود ده روز پس از اجرای بخش اول کار به طور ناگهانی خبردار شدیم که مدیرعامل محترم سازمان فرهنگی ورزشی تغییر کرده و از آن روز به بعد اجرای باقی موارد کمپین معلق ماند و هنوز پاسخ مشخصی از طرف مسئولین ذیربط دریافت نکرده ایم.


با تشکر از وقتی که به ما اختصاص دادی، اگر نکته ای باقیمانده بفرمایید.

به عنوان حرف آخر باید عرض کنم، به نظر من در حال حاضر توپ توی زمین ماست؛ یعنی مردم ما مردمی با فرهنگ و شعور اجتماعی هستند و چه در این پروژه و چه در پروژه های قبلی همیشه از آزمایشات سربلند بیرون آمده اند و این ما طراحان و در عین حال مسئولین محترم شهرها هستیم که باید پاسخگوی کمبودها و کاستی های موجود در زمینه ی تبلیغات و برندینگ ضعیف شهریمان باشیم!
ممنون از لطف و توجه شما به این کمپین. فقط میخواهم تشکر ویژه ای کنم از مدیرعامل سابق سازمان فرهنگی ورزشی شهرداری گرگان جناب آقای مظفری نیا که در واقع با حمایت ایشان این طرح به مرحله اجرا رسید؛ هرچند ناقص باقی ماند. اما دلخوشیم به بازخوردهای مثبت مردم و همشهریان عزیزمان که همواره انگیزه اصلی برای ادامه راهمان بوده و هستند.

شناسنامه
پروژه تبلیغاتى گرامیداشت روز گرگان ٩٤
سفارش دهنده: سازمان فرهنگى و ورزشى شهردارى گرگان
نویسندگى متن و طراحى: صالح و عبدالحمید زنگانه | مرداد ١٣٩٤


mbanews.ir - مهدی پروین

۷۴۴نمایش ۹۴/۰۶/۱۰

نظرات  (۱)

اصلا خوب نبود

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی